صاحبان سایت ها و وبلاگ ها
برای
کسب درآمد فوق العاده بدون هیچ هزینه ای بشتابید(100% تضمینی)
اگه تعداد بازدید کننده هاتون نسبتا خوبه میتونید به راحتی کسب درآمد کنید به این ترتیب که با هر کلیکی که بازدیدکننده هاتون روی تبلیغاتی که در وبلاگ یا سایتتون قرار میدید می کنند مقداری پول به حساب شما واریز میشه اگه توی یک ماه مبلغ 25000 تومان یا بیشتر جمع آوری کردید می تونید درخواست واریز پول به حسابتون رو کنید و اگر کمتر از این مبلغ شد باید صبر کنید تا این مبلغ در ماه بعد تکمیل شود مثلا اگر در این ماه مبلغ 10000 تومان جمع آوری کردید باید در ماه بعد 15000 تومان دیگر به پول شما اضافه شود تا بتوانید درخواست واریز پول کنید . من خودم هر چند وقت یکبار با رسیدن پول به مبلغ 25000 یا 30000 تومانی که با کلیک های بازدیدکننده ها روی تبلیغات توی وبلاگم و همچنین پورسانت زیر مجموعه هام جمع آوری می کنم در خواست واریز پول می کنم . اگه شما چندتا وبلاگ هم دارید که هر کدام تعداد زیادی بازدیدکننده دارند میتونید هر کدام از اون ها رو جداگانه ثبت کنید و تو همشون شماره حسابه خودتون رو وارد کنید و از چند وبلاگ درآمد داشته باشید .
معرفی سیستم کلیکی
:در این سیستم بعد از عضویت باید تعدادی تبلیغ در وبلاگ یا سایتتون بزارید . به ازای هر کلیکی که روی تبلیغات بشه مبلغی پول (۶۰ تومان) به حسابتون ریخته میشه . در ضمن شما می تونید ۵ وبلاگه دیگه هم به سیستم معرفی کنید که پورسانت کلیکهای روی تبلیغاته اون ها هم به نفع شما بشه البته شماره حساب اون 5 وبلاگه دیگه هم میتونه شماره حساب شما باشه . با معرفی هر فرد دیگر ۱۰۰ تومان به حساب شما واریز می شه و بعد از شروع فعالیت اون فرد با هر کلیک روی تبلیغاتش ۱ تومان ( به تازگی ) ۵ تومان هم به حساب شما واریز میشه به طور مثال اگه روی تبلیغات یکی از زیر مجموعه های شما که وبلاگ یا سایتش بازدیدکننده های زیادی داره در یک روز ۲۰ کلیک بشه ۱۰۰ تومان به حساب شما واریز میشه درسته کمه ولی حالا خودتون حساب کنید اگه زیر مجموعه هاتون زیاد بشن چه مبلغی روزانه بدون زحمت شما بهتون می رسه . با معرفی افراد زیاد شما به یک حقوق ثابت دست خواهید یافت
نحوه ی عضویت در سیستم
:برای ثبت نا م در این سیستم اول از همه باید یک حساب بانکی داشت ( سیبا ملی یا سپهر صادرات ) البته اون هایی که حساب ندارند ناراحت نباشند در ابتدای ثبت نام می تونند یک شماره ۱۳ رقمی به دلخواه وارد کنند و هر موقع وقت داشتند حساب بانکی برای خودشون باز کنند و بعدا از طریق گزینه ی تغییر مشخصات کاربری در محل عضویتشون اونو اصلاح کنند بعد داشتن یک ایمیل که اون هم میتونه ایمیل دوستتون باشه و دیگه هیچی . مزیته این کار اینه که هیچ پولی پرداخت نمی کنید و ریسکی نداره .
.برای عضویت روی تصویر
(انتخاب اول وب مسترها) واقع در بالای همین وبلاگ كليك كنيد وقتی وارد صفحه جدید شدید روی ثبت نام کلیک کنید .همین حالا عضو بشید اطلاعات عضویتتون رو بعدا هم میتونید تکمیل کنید .
اگه خواستید بعدا هم ثبت نام کنید برای اطمینان بیشتر و ایجاد زیر مجموعه از طریق این وبلاگ اقدام کنید
.بعد از اینکه عضو شدید کارهای زیر را انجام دهید :
ابتدا وارد سایت اکسین ادز شده نام کاربری خود را وارد کنید تا وارد اشتراک خود شوید سپس در سمت راست روی کد تبلبغات گرافیکی یا متنی کلیک کرده و کد ها رو تو قسمت ویرایش قالب یا قسمت تنظیمات وبلاگتون قرار بدید . و بعد از اتمام کار یکبار روی تبلیغاتی که توی وبلاگتون قرار دادین کلیک کنید تا توی سیستم ثبت بشه .
عدد روزهاي هفته 7 روز است.
رنگين كمان از 7 رنگ اصلي تشكيل شده است.
آسمان هفت طبقه است .
عجايب دنياهفتگانه هستند.
شب عيد سفره هفت سين مي چينند .
براي شخصي كه مي ميرد شب هفت مي گيرند .
براي انجام كار مشكل ميگوييم بايد از هفت خان رستم گذشت .
زمين در هفت دوره آفريده شده است .
مراحل عرفان هفت تا مي باشد .
در نماز هفت نقطه بدن روی زمین قرار میگیرد .
. زرتشت زمين را دارای 7 بخش ميدانست
آرامگاهِ کوروش بزرگ 7 پله دارد.
از تجزيه نور خورشيد 7 رنگ حاصل می شود.
دوره کودکی 7 سال طول می کشد.
عجايبِ هفتگانه.
7 آتشکده زرتشت: آذرنوش، آذرمهر، آذرآبادگان، آذرتشت، آذرخرداد.
7پله ومرامِ اعتقادی برای رسيدن به عرفان زرتشتی وجود دارند: کلاغ، ميهمان، سرباز، شير، پارسی، خورشيد، پير(پدر)، که شير وخورشيد نمادِ پرچمِ ايرانيان شد.
در عيسويت آمده که عيسی 7 خوراکِ پسنديده داشت- نمک، سرکه، نان؛ تره، ماهی، روغن، عسل=انگبين.
در انجيلِ يوهنا آمده است که يوهنا 7 روح، 7 خورشيد، 7 چهره، 7 گوسفندِ 7 شاخ و 7 سر و7 چشم را همراه با 7 فرشته در خواب ديد.
ادونتيست و بعضی ديگر فرقه های مسيحيت، 7 ژانويه را تولد اصلیِ عيسی ميدانند.
در مسيحيت 7 نوع نيايش، 7 گناه، 7 توبه، 7 اندوه و 7 شادی وجود دارد.
در اسلام در مراسمِ حج، 7 دور خانه کعبه را می چرخند.
معلقاتِ سبعه، 7 بتِ اصلی بر سر درِ خانه کعبه بودند.
قرآن 7 بخش دارد: وعد، وعيد، وعض، قصص، امر به معروف، نهی از منکر، ادنيه.
برای پاکيزه شدن اشاره به 7 بار آب کشيدن شده.
اولين سوره قرآن 7 آيه دارد.
در قرآن 7 بار سلام آمده: سلام به نوح، به ابراهيم، به موسی، به هارون، به ياسين، به خالدين، به الحی فجر.
اصحاب کهف 7 تن بودند.
در بهشت 7 چشمه ونهر و در دوزخ 7 طبقه"عشکوب" است که آخرينِ آن اسفل السافلين است.
در قرآن آسمان را دارای 7 طبقه ميداند.
فروشنده هم ميگه : بله
آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدين !!
پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد: كي بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضي گرفته بود![]()
به تركه مي گن دگرگوني يعني چه ؟ مي گه يعني اين گوني نه . يك گوني ديگه ![]()
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟
میدونی فلسفه اختراع سرسره چیه؟ میخوان از بچگی به آدم یاد بدن که بالا رفتن چقدر سخته و پایین آومدن چقدر آسون!!!![]()
ایرانسل: مشترک گرامی! موجودی شما رو به پایان نیست، ولی خفه مون کردی! چقدر اس ام اس بازی می کنی؟ چه غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم!![]()
اي كساني كه اس م اس نمي فرستيد بدانيد مورد عذاب خدا قرار ميگيريد خدا در قيامت سيم كارت داغ روي پيشياني شما قرار ميدهد سوره ايرانسل ايه 935![]()
وقتي مي رفتي بهار بود. تابستان نيامدي. پاييز شد. پاييز كه نيامدي پاييز ماند. زمستان كه نيايي باز پاييز مي ماند...
تو رو خدا فصل ها رو به هم نريز! پاشو بيا ديگه!![]()
می دونی فرق تو با کشتی چیه؟ کشتی به گل می شینه، تو به دل می شینی!
يه روز يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه اخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم![]()
نبرد رستم و لر:
چنانت بكوبم به گرز گران كه ديگر نيايي به مازندران
پاسخ لره : چنان ايزنم بر سرت با بلوك كه ترتر بريني به گور بووت !!!
چيه ديگه نمي خواي بدي؟
توبه كردي؟ وقتي يه بار دادي ديگه نبايد جا بزني....
ديگه روزي حداقل يك بار رو بايد بدي
اين قانون اس ام اس بازيه !![]()
مردها 3 تا آرزو دارند
1.اونقدر كه مادرشون ميگه، خوش تيپ باشن
2.اونقدر كه بچه شون ميگه، پولدار باشن
3.اونقدر كه زنشون شك داره ، زن داشته باشن !![]()
ميدوني چرا كانـدوم شفافه ؟
چون حالا كه اسـپرم ها به مقصد نميرسن لا اقل از مناظر لذت ببرن !!!! ![]()
![]()
ميدوني آمار دختر بازي در چه حيوني بيشتره؟
حلزون
چون هم ماشين داره هم خونه خالي !!!
يه نقطه ي قرمز توي آسمون حركت مي كنه
ميدوني چيه ؟؟؟
اون قلب من كه واسه تو پر كشيده نيست !!!. . . يه مگسه كه ماتيك زده !!! ![]()
ميدوني بنيآدم اعضاي يكديگرند يعني چي؟ يعني مثلا تو جيگر مني! ![]()
![]()
سمت رو باغچه نوشتم . شکفت! روی درخت نوشتم .میوه داد . توی صحرا نوشتم . لاله زار شد !آخه عزیزم پشکل هم اسم شد ؟!
اگر طاووس براي ناز كردن و روباه براي فريب دادن وتمساح براي اشك ريختن وكلاغ براي قارقار كردن داشته باشي ديگر نيازي به زن گرفتن نداري ![]()
ترکه ميره مهموني، شب موقع خواب صاحب خونه بهش ميگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق ني ني خوبه؟ ترکه با خودش فکر ميکنه: کي حوصله گريه بچه داره. بعد به صاحب خونه ميگه: نه ممنون همينجا تو حال خوبه! صبح پا ميشه بره دشتشويي يهو يه دختر جيگر ميبينه ميگه: شما دختر فلاني هستين، اسمتون چيه؟ دختره ميگه: ني ني. اسم شما چيه؟ ترکه ميگه: من خر من گاو من الاغ من نفهم ![]()
اس ام اس ها و جملات عاشقانه
اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نيست
عشق آن نيست كه هر لحظه كنارش باشي عشق آن است كه پيوسته به يادش باشي
اي كاش كه معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد، تا كه هر بي سرو پايي نشود يار كسي !!!
مي دونستي اشك گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر كسي مي توني هديه كني اما اشك رو فقط براي كسي مي ريزي كه نمي خواي از دستش بدي .
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...
هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...
قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينكه قلبمه به خاطر اينكه تو توشي
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فكراي قشنگ وقلب كوچيك من
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از او رسم محبت بياموزي
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست
هيچ زمان دل به كسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر كوچك است كه دو تا دل كنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... كه ديگه پيداش نميكني
يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
۱=0+1 تو 'يک' هستی و من 'صفر' ،من باشم يا نباشم تو يک هستی... ولی اگر تو نباشی من هيچم...!
رمز موفقيت ۲ كلمه است:تصميم درست ، رمز گرفتن تصميم درست ۱ كلمه است :تجربه ، رمز كسب تجربه ۲ كلمه است :تصميم نادرست
مانده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمی سازد کسی / مردم و خاکسترم را باد برد بهترین یارم مرا از یاد برد ![]()
با خيال تو بسربردن اگر هست گناه ، با خبر باش كه من غرق گناهم همه شب
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو
رشتيه نصفه شب ميخواسته بره بشاشه، به زنش ميگه: خانم جان، يك دقيقه اين جاي منو نگردار، من الان ميام
به قزوينيه ميگن: يك آهنگ بخون كه باهاش خيلي حال ميكني. قزوينيه ميزنه زير آواز: كبوتر بچه كرده، كاش بودي و ميديدي
رشتيه به زنش مشكوك بوده، يك بار بايد ميرفته مسافرت، زير تخت خانم يك سطل ماست ميگذاره و يك گوشكوب هم ميبنده به زير تخت، تا اگه بيشتر از يك نفر رو تخت خوابيدن گوشت كوبه بياد پايين وماستي شه. خلاصه ميره سفر و چهار روز بعد برميگرده ميبينه ماسته دوغ شده!
زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام هرزه خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم، خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم هرزه است
خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه: بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي! بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!
عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه
يه عربه پاهاش پرانتزي بوده، بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بينشه
آبادانيه داشته لب دريا راه ميرفته، يه ماموره مياد بهش گير ميده كه: تو چرا آستين كوتاه پوشيدي؟! آبادانيه ميگه: ولك تو به روح اعتقاد داري؟! ماموره ميگه: چرا مزخرف ميگي مردك؟! من دارم ميگم تو چرا لباس آستين كوتاه پوشيدي؟ آبادانيه ميگه: ولك خوب بگو به روح اعتقاد داري؟ ماموره ميگه: منو شاكي نكن! دارم بهت ميگم چرا آستين كوتا پوشيدي؟ باز آبادانيه ميگه: خوب ولك سوال سختي كه نيست، تو به روح اعتقاد داري يا نه؟ ماموره شاكي ميشه، ميگه: دارم، منظور؟ آبادانيه ميگه:خوب چیزم تو روحت! هوا گرم ديگه!
تركه و رشتيه ميخواستن يك حالي باهم بكنند، اول رشتيه مشغول ميشه. تركه هم حس رفاقاتش گل ميكنه، با خودش ميگه: بگذار يك حالي بهش بدم. شروع ميكنه بلند بلند داد زدن كه: آره...بكن عزيزم... فشار بده... محكمتر... جرم بده..خورده شيشه بريز.. پارم كن!! يهو رشتيه ميشكه بيرون، شروع ميكنه دويدن! تركه ميپرسه: كجا ميري؟! رشتيه ميگه: تو با كون خودت اين ريختي تا ميكني، با كون من ميخواي چيكار كني؟!
تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه!...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده
رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقه دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به اونجای ننه تو رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!
بچه تخسه از مامانش ميپرسه: مامان جون، اين ممد طبقه پاييني از كجا اومده؟ مامانه ميگه: يه روز بابا-مامانش يه كدو خريده بودن، وقتي بريدنش ممد از توش دراومد. بچهه باز ميپرسه: پس اين عباس طبقه بالايي از كجا اومده؟ مامانش ميگه: اونم مامانش يه كلم خريده بود، وقتي وازش كرد، عباس توش بود. بچهه يه سري تكون ميده، ميگه: عجب! پس فقط تو طبقه ما بكن بكنه
زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكسشاپ، ميگه: ببخشيد من يك چیز مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما چیزه قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!
عربه سوار تاكسي ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسي داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافت نكبت! باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسي بپرسم؟! دختره ميگه: گمشو سوال جنسي رو برو ازون ننه قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟! عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟!
كرده ميخواسته واسه چراغ قوهش باطري بخره، چراغ قوه رو ميگذاره تو جيبش ميره بقالي، اشاره ميكنه به جيب شلوارش ميگه: قوهشو داري؟ بقاله يك نگاه به جيب قلنبه يارو ميكنه، جفت ميكنه ميگه: نه به جون تو نه قوهشو دارم، نه بُنيهشو!
قزوينيه مياد تهران بواسيرشو عمل ميكنه، بعد ميره شركت بيمه كه پولشو بگيره، اونجا بهش ميگن چون شما تو قزوين بيمه هستيد، بايد بريد همونجا پولتون رو بگيريد. خلاصه قزوينيه هم برميگرده قزوين، ميره شركت بيمه ميگه: بالام جان من تهران عمل جراحي داشتم، گفتن بيام اينجا پولمو بگيرم. مسوول اونجا ازش ميپرسه: شما كجاتون رو عمل كردين؟ قزوينيه ميگه: بواسيرم رو. يارو ميگه: اهكي! بالام جان بيمه كه پول عمل زيبايي رو نميده!
رشتيه صبح از خواب پا ميشه ميبينه چهارتا آجر گذاشتن زيرش، زنشو بردن

**************
اميدوارم امشب كه مى خوابي قشنگترين و بهترين آدم دنيا روتوخواب ببيني ولي سعي كن بهش عادت نكني ؛آخه من هرشب نمى تونم بيام توخوابت
.
.
.
.
تو تنهايي
.
.
.
.
تنهاي تنها
.
.
.
.
پس سعي كن درست به گل ها آب بدي تنها آفتابه موجود!
نيش دوست از نيش عقرب بدتر است پس بزن عقرب كه دردت كمتر است
روي چشم هاي من جا داري:
.
.
.
.
.
.
عينك ته استكاني
اون چيه اولش منم دومش تويي آخرش زبون داره؟
.
.
.
.
.
.
.
گل گاو زبون!!!!!!!!
ترا از گل نه از گل آفريدند
ز عطر ياس و سنبل آفريدند
نميدانم ترا با اين همه حسن چرا اين گونه منگل آفريدند؟
يكشب تو را از مستي تشبيه به ماه كردم لامپ صد هم نبودي من اشتباه كردم
!
اگه ميخواي دوست داشته باشم نقطه ها رو دنبال كن.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ديدي كمبود محبت داري!!!!!!!!!!!
دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست دارم .
جمله رو بي خيال٬نفسو داشتي؟
وقتي صدام مي کني،آرزو مي کنم اي کاش کر بودم،تو که لال نمي شي!
گر پادشاه عالمی باز هم گدای مادری

خدا خر را آفريد و به او گفت:
تو بار خواهي برد، از زماني که تابش آفتاب آغاز مي شود تا زماني که تاريکي شب سر مي رسد. و همواره بر پشت تو باري سنگين خواهد بود. و تو علف خواهي خورد و از عقل بي بهره خواهي بود و پنجاه سال عمر خواهي کرد.
خر به خداوند پاسخ داد:خداوندا! من مي خواهم خر باشم، اما پنجاه سال براي خري همچون من عمري طولاني است. پس کاري کن فقط بيست سال زندگي کنم و خداوند آرزوي خر را برآورده کرد.
خدا سگ را آفريد و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهي بود و بهترين دوست و وفادارترين يار انسان خواهي شد. تو غذايي را که به تو مي دهند خواهي خورد و سي سال زندگي خواهي کرد.
سگ به خداوند پاسخ داد:خداوندا! سي سال زندگي عمري طولاني است. کاري کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوي سگ را برآورد.
خدا ميمون را آفريد و به او گفت:
تو از اين سو به آن سو و از اين شاخه به آن شاخه خواهي پريد و براي سرگرم کردن ديگران کارهاي جالب انجام خواهي داد و بيست سال عمر خواهي کرد.
ميمون به خداوند پاسخ داد:بيست سال عمري طولاني است، من مي خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوي ميمون را برآورده کرد.
و سرانجام خداوند انسان را آفريد و به او گفت:
تو انسان هستي. تنها مخلوق هوشمند روي تمام زمين. تو مي تواني از هوش خودت استفاده کني و سروري همه موجودات را برعهده بگيري و بر تمام جهان تسلط داشته باشي. و تو بيست سال عمر خواهي کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بيست سال مدت کمي براي زندگي است. آن سي سالي که خر نخواست، آن پانزده سالي که سگ نخواست و آن ده سالي که ميمون نخواست زندگي کند، به من بده. و خداوند آرزوي انسان را برآورده کرد.
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بيست سال مثل انسان زندگي مي کند!
و پس از آن، ازدواج مي کند و سي سال مثل خر کار مي کند مثل خر زندگي مي کند، و مثل خر بار مي برد!
و پس از اينکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه اي که در آن زندگي مي کند، نگهباني مي دهد و هرچه به او بدهند مي خورد!
و وقتي پير شد، ده سال مثل ميمون زندگي مي کند؛ از خانه اين پسرش به خانه آن دخترش مي رود و سعي مي کند مثل ميمون نوه هايش را سرگرم کند!
و اين بود همان زندگي که انسان از خدا خواست!
خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند.
خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند
خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند
خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند
خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود
خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند
اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟
اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري
اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته
اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه
اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري
اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه
اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي
اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس
اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه
اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي!
.
.
.
.
.
.
.
.
.شما بگين ما چيکار کنيم؟...................................
هنگام عبور از خيابان
خانم ها
سمت راست را نگاه مي كنند.
سمت چپ را نگاه مي كنند.
از خيابان رد مي شوند.
آقايان
سمت راست را نگاه مي كنند، ماشين مي آيد .
فاصله ماشين با خودشان را با چشم اندازه مي گيرند و چون همگي راننده هاي قابلي هستند با سرعت وارد خيابان مي شوند .
راننده به شدت ترمز مي كند.
مرتيكه مگه كوري؟ (راننده مي گويد)
در حالي كه از روي ميله هاي وسط خيابان مي پرد مي گويد: كور خودتي گاري چي!
بدون اينكه سمت چپ را نگاه كند مي دود آن سمت خيابان.
هنوز هم صداي بوق ماشين هایی كه به خاطر اين آقا ترمز كرده اند به گوش مي رسد.
هنگام رانندگي
خانم ها
بنزين را چك مي كنند.
روغن ماشين را چك مي كنند.
ترمز دستي را پايين مي كشند.
با سرعت مطمئنه حركت مي كنند.
پشت چراغ قرمز ها مي ايستند.
به عابر پياده احترام مي گذارند.
آقايان
وسط راه بنزين تمام مي كنند.
وقتي دود از لاستيك هايشان بلند شد به ياد مي آورند كه ترمز دستي را نكشيده اند.
چراغ قرمز را مهترين معضل اتلاف وقت و عمر مي دانند.
عابر پياده موجودي مزاحم و مختل كننده عبور و مرور است.
و از همه مهمتر: بوق مهترين اختراع بشر بعد از برق به حساب مي آيد.
هنگام صرف غذاي
خانم ها
مرتب پشت ميز مي نشيند.
مقدار كمي غذا مي كشند.
به آرامي غذا مي خورند.
تنها نوك قاشق را در دهان مي كنند.
آقايان
تا جايي كه بشقاب جا دارد غذا مي كشند.
به سرعت غذا را مي بلعند، در حالي كه قاشق را تا دسته در دهان مي كنند.
صداي برخورد قاشق با دندانهايشان موسيقي گوش نوازي است.
بعد از دو بار پر كردن بشقاب، بالاخره كمي سير مي شوند.
هنگام مهماني رفتن
خانم ها
لباس نو مي خرند.
به دقت حمام مي كنند .
لباس هايشان را اتو مي كشند.
با دقت آرايش مي كنند.
بهترين عطر را استفاده مي كنند.
به دقت خود را در آيينه نگاه مي كنند.
و بالاخره رضايت مي دهند كه خوشگلند!
آقايان
از يك ساعت قبل حاضرند و الان بر روي مبل خوابشان برده.
در پايان يك روز خسته كننده
خانم ها
بعد از اينكه ظرفها را شستند.
آشپزخانه را تي مي كشند.
غذاي فردا را در يخچال مي گذارند.
چراغ ها را خاموش مي كنند.
كمي مطالعه مي كنند.
مي خوابند.
آقايان
بعد از اينكه شام خوردند چاي مي خورند.
كمي با چشمهاي خواب آلود تلويزيون تماشا مي كنند.
بعد از اينكه دو سه بار كنترل تلويزيون از دستشان به زمين افتاد.
تلويزيون را خاموش كرده و به سمت رختخواب مي روند
و بدون آنكه روتختي را بردارند ميخوابند!
بخون ببین بهترشده یا
هنوز باید بهتر تر
بشه
باتشکر پسرکی
معنای عشق
گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدمو و به روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو دلی روشن کن
من هم چو گل ستاره ها تابیدم
بر یاسمن نگاه تو پیچیدم
گفتی که باری لحظه ای دریا شو
دریا شدم و تو را به ساحل دیدم
گفتی که بیاو لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پائیز
گل دادم و با ترنمت روئیدم
گفتی که بیا واز وفایت بگذر
از لهجه ی بی وفائیت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
دعای یک دختر مجرّد : خدایا من واسه خودم از تو هيچی نمی خوام ، فقط یه داماد خوب به مادرم بده !
تو كه می دونی من زیاد به خیابونا وارد نیستم
.
.
.
میشه بگی از كدوم طرف میشه قربونت برم ؟!
مرغ عشق گفت: پير شديم و تو زندگيمون يه خروس عشق پيدانشد !
بیشتر مردان موفّقیتشان را مدیون زن اوّلشان هستند و زن دومشان را مدیون موفّقیتشان !
((در ضمن بگم كه من خيلي به اين جمله اعتقاد دارم ))
مشترک گرامی ! یاد آوری می شود که : بنزین سهمیه بندی شده ، نه اس ام اس !
پسرکی قاشق قاشق ماست می ریخته تو رودخونه بعد یه پسرکی دیگه می یاد می گه چی کار می کنی؟پسرکه اولی می گه دارم دوغ درست می کنم!پسرکه دومی بهش می گه همینه که می گن خرین دیگه،آخه این همه دوغ رو کی می خواد بخوره؟
پسرکی مي خواسته مين خنثي كنه، گوشاش رو مي گيره پاش رو ميذاره رو مين!
پسرکی رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
از پسرکی ميپرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:آره بابا، «لره و هاردي»، «سوفيا لره»، «اليزابت تاي لور»، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته «كلر»!
چند تا پسرک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه پسرک بلند میشه میگه محمدیاش صلوات
پليس به پسرک: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! پسرک: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين
پسرکی آزمايش ايدز ميده، جواب مثبت بوده، ميگه: عجب دوره و زمونهاي شده، آدم به دستاي خودش هم نميتونه اعتماد كنه